تبليغاتX
بانوی کوچک - Minor Lady
انتقاد میکنم تا یاد بگیرم که بدون غرض ورزی یک منتقد خوب باشم

درهنگام شروع نوشتن، همیشه آرزو داشتم خوانندگانی هرچنداندک اما فهیم داشته باشم، امروز به درستی این هدف را درک می‌کنم،  نظرخواهی هر پست را که می‌خوانم، خود می‌آموزم از نظر نوشته شده، و لذت می‌برم از مرتبط بودن با متن. وقت آن است که تشکر کنم از تمام کسانی که در رشد ذهنی من و آگاهی بخشی عمیق تاثیر گذار بوده‌اند.  از فریبا، راوی، شبنم، رعنا، پرویز، نرگس، میترا، امیرحسین، رویا، مهرداد، بی تا، زن متولد 1357، نسرین و از همه آنانی که هم اکنون خاطرم را یارای یادآوری نیست،  متشکرم.

- نمیدانم چرا وبلاگ فریبا (خنده‌های شراب)  در دسترس نیست، کوته پاسخی، مارا بس.

- نظر پرویز زاهد (آچارفرانسه)  در مطلب ابراهیم بت شکن  برایم خیلی جالب بود:

یه نگاه به دمپايي هات بندار . .قرمز قرمز شده نه؟ پاتو گذاشتي روي خط آفسايد . . . لابد بعدش مي خواي بگي بت شکن خودش بتخونه راه انداخته؟ مي توني بگي . . .وبلاگ براي همين هاست ديگه . . .

 

پ.ن: نظرخواهی چشم خورد! (نظر اول از همان‌ها که روزمره است و بدون درک اخلاق محیط وبلاگ)

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 11:50  توسط رویا Roya  | 

صحبتهای وزير ارشاد هم جذاب بود که گفته: کشيدن کاريکاتور احمدینژاد آزاد است... راستش اينی که من دارم میبينم، کاريکاتور خدادادی است! خدا کار خودش را کرده، ما ديگر چهکاری ازمان بر میآيد؟ ( برگزیده ای از وبلاگ نیک آهنگ)            طنز، ذاتا تابوشکن و هنجار گریز است و جنسیت، یکی از تابوهای ریشه دار در عرف و شرع ماست که بازی با آن در آثار طنز، گذر از خط قرمزهای عرفی و مذهبی تلقی می شود ومی تواند دریافتی از عصیان بر علیه آنچه هست را به ذهن مخاطب منتقل کند. ( برگزیده ای از وبلاگ رویاصدر)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 15:28  توسط رویا Roya  | 

دیروز و امروز آنچنان مواردی را دیده و شنیده‌ام که امیدی به پایان سوت کشیدن مخ مبارک نیست! و اما سنتی تازه و تائیدی عامه، قبل از برداشتن سردیگ، دعا فرموده و پس از بازگشایی عباراتی نقش بسته بر روی آش یا پلو نذری را، همچون فالگیران قهوه تجسم می‌نمایند و پس از اعلام آن نوشته معنوی، صلوات نثار می‌فرمایند.

امروز روی آش، صاحب نذر، عبارات محمد و علی و حسین را کشف نمود، و ما هرچه نگریستیم جزء کشک ندیدیم، و اما بیان ندیدن آن گناهی نابخشونی بود و ما نیز چون زیادی آشنا نبودیم، جزء پچ پچ درگوشی افاضات دگری نفرمودیم.

دیروز روی پلو، علی دیدند و ما بازهم، هرچه بیشتر جستیم، کمتر یافتیم. باجی خانم گفت:" نیتت درست نیست ننه!"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 2:13  توسط رویا Roya  | 

راوی مهربان نیز نظرخواهی خویش را بست تا دشنام گویان به هدف خویش برسند و هلهله کنان از پیروزی خود، به دنبال شکار بعدی باشند. اما چند نکته که در گذشته نیز به آن اشاره کرده‌ام (بیائید از دیدگاه‌های متفاوت قضیه را نگاه کنیم):

1-     تصور کنیم اینچنین اشخاصی دارای بیماری روحی باشند (بقول معروف مشکل داشته باشند)، دراین حالت اگر نظرخواهی هر کدام از ما جولانگاه این دوستان باشد، چه باک، که در این دنیای مجازی عقده خویش می‌گشایند و در دنیای واقعی خطر کمتری برای دیگران دارند.

2-     اشخاص بیکار، پس از مشکل شدن مزاحمت‌های تلفنی، این راه تفننی را برگزیده‌اند. قبل از اینکه در تهران امکان نمایش شماره تلفن تماس گیرنده میسر باشد، مزاحم‌های تلفنی بیداد مینمود، اشخاصی که دارای مشکلات ارتباطی حقیقی با دیگران هستند و همیشه علاقمند به ناشناس باقی ماندن هستند.  در این حالت نیز سرگرم نمودن یک انسان بیکار، هم اجر دنیوی دارد و هم اجر اخروی.

3-     یک فامیل یا دوست که از زندگی شخصی شما تا حدودی اطلاع دارد، قصد آزار پنهانی دارد. علاقه ایرانیان به تجسس و بازرسی زبانزد خاص و عام است. مگر مشاهده نمی‌نمائید که تمامی سریال‌های پلیسی معروف جهانی از صدا و سیما به کرات پخش میشود(شرلوک هلمز، خانم مارپل، پوآرو، ...).

4-     منحرف نمودن افکار نویسنده از پیگیری مطالب بصورت مستمر و بهم پیوسته. گاهی بدلیل عناد، گاهی کَل انداختن، گاهی حال کسی را گرفتن (مثل هکرهای ایرانی).

 

اما نثر نوشته هر شخص بصورت کامل متمایز از دیگری است، و خواننده‌های آن، این مطلب را نیک میدانند. خاطرم هست چندین ماه پیش همین موضوع رای عباس معروفی بوجود آمد و اینچنین پاسخی را برای خوانندگان خویش، مستدل نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 23:27  توسط رویا Roya  | 

امروز اول صبح یکی از دوستان با SMS کوتاهی روز مرا شاد نمود (منم برای چند نفر فرستادم)، آنرا باشما قسمت می‌کنم: "به دلیل استقبال بی‌نظیر مردم ایران از ماه مبارک رمضان، ماه رمضان 24 ساعت تمدید شد!" و اما در پاسخ، SMS جدیدی برایم فرستاده شد با این مضمون :"اگر چهل شب ساعت9، آشغالاتونو بذارین دم در، خواب احمدی نژادرو می‌بینید."

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 19:42  توسط رویا Roya  | 

روشنفکری که فقط می‌پرسد، چيزی‌ است در حد مزاحم و مدعی‌العموم نظم و مکانيسم اجتماع! توصيه‌ی سازنده اين است که روشنفکر بخواند، جست‌وجو کند و بیش از همه‌ی اين کارها، خودانديشد. اين از همان جزم بنيادين انسان مايه می‌گيرد که هميشه "قضاوت" را بر "ادراک" ترجیح می‌دهد و چنين است که روشنفکر قصه‌ی ما، خود را در مقام "معلّم اخلاق"، "آموزگار" یا "دادستان" جامعه می‌نشاند. روشنفکر تنها فردی است از افراد، نه بيش، با نقشی که دقيقاً مشخص نيست که چيست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 6:1  توسط رویا Roya  |