تبليغاتX
بانوی کوچک - Minor Lady
انتقاد میکنم تا یاد بگیرم که بدون غرض ورزی یک منتقد خوب باشم

بسیاری از مفاهیم انتزاعی هستند و در عالم واقع امکان اجرا ندارند، چرا که، آنچنان در پیوند با موارد دیگر هستند که از منظر اولویت در انتهای صف قرار می‌گیرند و حتی گاهی با مسائل اصلی‌تر در  تضادند. بسیاری از مکاتب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی به همین دلیل منقرض شدند و در عصر حاضر محلی از اعراب ندارند. بسیاری از این مسائل قابل اندازه گیری نیز نیستند و مقیاس مشخصی ندارند. در چه حالتی می‌توانیم بگوئیم که عدالت اجرا شده است و از کدام دیدگاه و برای چه کسانی؟ اگر ثروت یک سرمایه دار را گرفته و بین فقرا تقسیم نمائیم، آیا عدالت اجرا شده است؟ آیا معنای عدالت در آفریقا، با معنای عدالت در آمریکا تفاوتی ندارد؟ به دنبال اینگونه دنیای عادل رفتن، کاری عبث و بیهوده است، بایستی اجازه داد در یک محیط آزاد، هر انسانی به هر اندازه ای که تلاش و کوشش می‌نماید، امکان پیشرفت و استفاده بیشتر از امکانات برایش مهیا گردد. نه رانت وجود داشته باشد، نه عدالت رابین هودی!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 16:42  توسط رویا Roya  | 

هنگامیکه در اجتماعی، مظلوم واقع شده باشید و بطور مستمر ستم به شما روا شود، خودبخود ضمیر ناخودآگاه آن جماعت، شما را در بسیاری از مواقع، محق می‌دانند، حتی اگر حق با شما نباشد. در دعوای زناشوئی، اگر مرد، زن را بزند، " ایشالا دستش بشکنه"، و در حالت برعکس "خوبش کرد مرتیکه فلان فلان شده رو". در دعواهای خیابانی نیز، تمام مردان باغیرت، پشتوانه زن حاضر در معرکه هستند، که با اشارتی، مردمهاجم بخت برگشته، بدون خواهر و مادر گردیده و اگر از مهلکه جان سالم بدر برد، مشت و لگد کافی نوش جان نموده است. در هرصورت ما ضعیفه هستیم و امکان حفاظت از خود را نداریم و نیاز به پاسبانانی داریم که همه جا مراقب ما بوده و از ما حمایت کنند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 22:4  توسط رویا Roya  | 

هر دنیایی برای خودش، زبان خاصی دارد. بدون یادگیری آن زبان، امکان درک درست از آن دنیا وجود ندارد. دنیای سیاست، دنیای اقتصاد، دنیای ایما و اشاره، دنیای عشق و احساسات، دنیای کودکی، دنیای زندگی زناشویی و هزاران هزار دنیای دیگر که میتوان در گوشه گوشه‌ی این جهان پهناور مشاهده کرد. حال به اطراف خود از این دریچه نیک بنگرید، میلیون‌ها انسان ناآگاه می‌بینیم که هنوز الفبای آن دنیا را یاد نگرفته، آنچنان سخنان گزاف و نافهمی گویند که بیا و ببین. باید دانست که  به واسطه یادگرفتن چند اصطلاح، امکان برقراری ارتباط مناسب در دنیاهای گوناگون وجود ندارد، باید کندو کاو کرد و جستجو نمود و در نزد اساتید، بسیار آموخت، تا ابتدا بتوان فهمید و سپس اظهارنظر کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 22:8  توسط رویا Roya  | 

برای رسیدن به یک هدف راه‌ها و روش‌های متفاوتی وجود دارد، اینکه بخواهیم همه آحاد اجتماع را از یک مسیر به یک نتیجه برسانیم، امکان‌پذیر نمی‌باشد. نمی‌دانم در این کشور چه اصراری‌ست که به جای رفتن و پای در مسیر گذاشتن، سال‌ها و سال‌ها می‌ایستیم تا دیگران را مجاب کنیم که آنچه من گویم عین حقیقت است و لاغیر. هزاران استدلال می‌سازیم که جزء این راه همه بیراه است و گمراهی. کوتاه سخن آنکه هر روشی به ذائقه جمعی خوش آید، پس بایستی به پیش گام برداشت که "کمپین یک میلیون امضاء" رهروانی دارد و "منشور زنان" رهروانی. که صدالبته هدف یکی‌ست و روش‌ها متفاوت. پس از اجرا می‌توان ایستاد و به پشت سر نظری افکند، نقیصه‌ها را برطرف نمود و برنقاط قوت افزود ("خود، راه بگویدت که چون باید شد").

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 9:47  توسط رویا Roya  | 

بیست و هشت سال زیستن در زیر بمباران تبلیغاتی تئوری توطئه، که "هرکه با ما نیست، پس بر ماست"، خود بخود و بدون هرگونه احساس ناخوشایندی (از حضور صفتی ناپسند در وجود انسان)، فرهنگ ذهنی ما ایرانیان را تا حدود بسیار زیادی متاثر از خویش ساخته است و در سخنان و نوشتارهای بسیاری از افراد این مرز و بوم شاهد هستیم که به سرعت تاختن بر نظریه‌ها و انتقادات مخالف با چاشنی مزدبگیر این طرف یا آن طرف و جاسوس خارجه یا داخله، آغاز می‌شود، بدون آنکه به محتوی و فحوای کلام کار داشته باشیم، سریع ظرف را نگاه نموده و نظر خود را بی‌پروا و بدون تامل و تعمق می‌دهیم.دیگر "ایران برای تمام یرانیان" معنای خود را از دست داده است، بدون فوت وقت به سلطنت طلبان می‌تازیم که چرا از جنبش‌های داخل (دانشجویی، زنان، کارگری، معلمان) حمایت می‌کنند و امکان برخورد امنیتی را بوجود می‌آورند، با آنکه اعتراض واقعی باید چرایی در برخورد با جنبش‌های مسالمت آمیز باشد. تا هنگامیکه آزاداندیشان ما دربند باشند از آنان بی‌دریغ و بدون چون و چرا،حمایت می‌کنیم، و آن هنگام که آزاد می‌شوند، هزار و یک مشکل با نقطه نظرات ایشان داریم، و زمانیکه به خارج می‌گریزند، نان به نرخ روز خور کشورهای خارجه علی الخصوص آمریکای جهان‌خوار لقب می‌گیرند. عاقبت ما را چه می‌شود، خط اعتدال را چرا گم کرده‌ایم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 23:34  توسط رویا Roya  | 

به شخصه با دیه مشکل دارم، آن‌را حق عادلانه‌ای نمی‌دانم و اعتقاد دارم اگر شخصی براثر حادثه و به صورت غیرعمدی باعث خاتمه یافتن زندگی شخص دیگری شده است، چرا باید تاوان مادی هنگفتی برای آن بپردازد؟ و البته افتضاح‌تر وقتی‌ست که ماه حرام باشد و خودبخود ضریب دو محاسبه گردد. چه بسیار اشخاصی که بخاطر دیه در زندان هستند و یا زندگی خود را تباه شده، یافته‌اند. آنچه که یک شهروند اجتماع را به یک مجرم مبدل می‌سازد، از ریشه ایراد دارد. حال آیا آن می‌تواند یک خواسته منطقی باشد؟ نمیدانم در کشورهای دیگر جهان، مبحث دیه چگونه حل شده است.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 0:48  توسط رویا Roya  | 

درشطرنج سیاست، ناگزیر هستیم برای بدست آوردن حقوقی، حقی را از دست بدهیم و حرکت مهره‌ها را براساس حرکات طرف مقابل انجام دهیم، تا کیش و مات را تحمیل کنیم. در چند گردهمایی گذشته شاهد بودیم که از طرف نیروهای انتظامی، علت حضور زنان، اعتراض به حجاب، بیان گردید و بدینوسیله عمل ضرب و شتم خود را برای رهگذران توجیه نموده و انتقال خواست‌های منطقی جمع را، در لفافه‌ای از بی‌غیرتی مردان و  هرزگی زنان، آراسته نمودند. حال می‌توان همچون گذشته و بدون هرگونه تجربه پذیری، مهره‌های فعال خود را از دست بدهیم، یا به مهره‌ای سوخته تبدیل کنیم و نیز می‌توانیم ابتکار عمل را بدست گرفته و با حرکات پیش بینی نشده، طرف مقابل را به چالش کشانیم.

پی‌نوشت: فکرکنم اسم حرکت، "گامبی وزیر" بود، که برای مات کردن حتی وزیر خود را ازدست می‌دادیم.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 12:32  توسط رویا Roya  | 

می‌توان صورت مسئله‌های فراوانی طرح نمود و بدون وقفه، مشکلی دیگر به آن لیست افزود، حتی می‌توان با بمباران سوالی و مشوش نمودن اذهان افراد، امکان پاسخگویی و پیدا نمودن راه حل را از آنان سلب نمود و اما، برای بوجود نیامدن اینچنین فضایی، چه میتوان کرد؟

اولین موضوع، کاهش خواست‌ها و انتخاب گسترده ترین حق تضییع شده است، ظلمی که بیشتر افراد جامعه با آن دست به گریبان بوده و از ناحیه آن رنج می‌برند و حاضرند برای ستاندن حق خود، هزینه‌اش را پرداخت نمایند.

دومین موضوع، کاهش هزینه‌های مترتبه است، به گونه‌ای که بیشتر افراد جامعه از پرداخت اینچنین هزینه‌ای، ابایی نداشته باشند. به شخصه راضی به زندانی شدن هیچکس برای دستیابی به حقوق شهروندی مردمان این مرزو بوم نیستم، که اگر استحقاق داشته باشند، خود باز می‌ستانند.

سومین موضوع، کاهش مدت زمان رسیدن به نتیجه است، چرا که سپری شدن زمان، باعث خستگی، فرسودگی و استهلاک توان نیروهای در صحنه می‌باشد.

ای کاش سیاست لازم جهت استفاده از تجربه‌های پیشین در نزد رهبران و فعالان جنبش‌های مردمی، مجدد احیا گردد.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 4:1  توسط رویا Roya  | 

یکی از نقاط ضعف حرکتی فعالان جنبش‌های گوناگون در ایران، شاخ و برگ دادن بیش از حد به موضوعات مشترک می‌باشد، تا حدی که کلیات را به جزئی‌ترین حالت ممکن تبدیل نموده و سپس به دنبال تفاهم بر روی جزئیات، بایکدیگر بحث و مجادله می‌نمایند و اهم نیروی خود را در این زمینه مصرف نموده و دیگر توانی برای ادامه راه و رسیدن به خواست‌ها باقی نمی‌ماند.با اطمینان می‌توان گفت، که داشتن سیاست، نافی صداقت نیست، بلکه برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری مطوئن و مثبت جهت رسیدن به سرمنزل مقصود، با مسکوت گذاشتن موارد مورد افتراق می‌باشد. رهبران و  رهروان این جنبش‌ها، باید بر روی ریشه‌ای که مورد توافق بیشتر افراد جامعه می‌باشد، اتفاق نظر یافته و در آن جهت باتوجه به پشتوانه مردمی حرکت نموده و پس از رسیده به اهداف ابتدایی، نسبت به مطرح نمودن اهداف درجه دوم اقدام کنند، و آنچه باعث افتراق می‌شود را با درایت، تا لحظه موعود، از مشغولیت بی‌دلیل افکار، در صندوقچه نگهداشت نمایند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 2:5  توسط رویا Roya  |