سازمان ملل متحد، درخصوص استفاده از ایدههای خلاقانه جهت پیشبرد اهداف ملتها، کارنامه درخشانی ندارد. آنچنان دولتها، این سازمان جهان شمول را احاطه کردهاند که آینده روشنی دربرابر مردم جهان نمایان نیست. این سازمان هم اکنون بلندگوی رهبران انتخابی و انتصابی کشورهای مختلف میباشد، اما هیچ روزنهای جهت بیان دیدگاههای افراد مخالف حکومت وجود ندارد. البته شاید، کمک اقتصادی دولتها، این سازمان را نیز وابسته نموده و قدرت عمل را از دست روسا و مدیران بخشهای مختلف گرفته است. اگر امکان این بود که مخالفان رژیمها نیز، تریبونی برای بیان عقاید خویش داشتند، هیچگاه بصورت رادیکال عمل نمینمودند. تروریست تضعیف، اعتقاد به عملیات استشهادی کم، و منطق و گفتگو پررنگتر مشاهده میگردید. سازمان ملل عزیز، لطف نموده و گامی بلند و مثبت در جهت دموکراسی بردار.
یکی از شاخصههای فرهنگی ما ایرنیان، زندگی بر مدار گذشته است. چه افتخاراتی که بر تمدن خویش مینمائیم، در حالیکه فرهنگمان رو به زوال است. آنقدر که از خاطرات خوش قدیم یادمیکنیم و بر فرصتهای از دست رفته، حسرت میخوریم، به فکر زندگی در زمان حال و برنامه ریزی برای آینده خود نیستیم. خودمان نیز نیک میدانیم، اگر راه رفته را مجدد بپیماییم، دوباره به همان روش سیر خواهیم کرد و به همین منزل خواهیم رسید. افسوس گذشته چیزی بر داشتههایمان اضافه نخواهد نمود، فقط موهایی را سپید و ذهن را مشوش خواهد کرد. "من میخواهم، پس من میتوانم" بایستی ملکه ذهن ما گردد.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون، این مبحث جنگ و نظامیگری و خونوخونریزی و مانور و موشک سازی و هستهای، ما را برآن داشت که دیشب وبلاگی مختص این نوشتهها آفریده و از این پس مطالب خونوخونریزی خود را آنجا، بر عالم مجازی بنگاریم.باشد که جهان عاری از هرگونه سلاح و در صلح پایدار مستدام باد.
طی سالیان گذشته، شاهد محاکمه افراد به عنوان جنایتکار جنگی بودهایم. اما آیا فقط آن یک نفر عامل و مسبب آنهمه جنایت بوده است؟ آیا اشخاصی که مامور بودهاند و معذور نباید محاکمه شوند؟ آیا مامور بودن، معذور بودن را توجیه میکند؟ در سلسله مراتب نظامی، "بله قربان گو بودن" یک اصل است، کدامین زمان دموکراسی و آزادی بیان در شاخههای نظامی رسوخ خواهد یافت؟ دادگاههای نظامی، چه هنگام برچیده خواهند شد؟ آنجا که عمل نکردن به دستور مافوق و عمل کردن طبق عقل و عواطف انسانی، مامور را به محاق مرگ فرو خواهد برد. تمام موارد فوق بصورت سنتی در ذهن تمام انسانها نقش بسته است. کدامین روز این وجه خشونتبار انسانی از ذهن آدمیان رخت برخواهد بست؟
از تمام این موارد گذشته، به یقین آگاهان، شرکتهای سازنده سلاحهای جنگی، اصلیترین مسببان جنایات جنگی میباشند و در وهله اول برای هر نسل کشی و جنگ افروزی، بایستی آنان را به دادگاه کشاند. اما متاسفانه اقتصاد جنگی، باعث شده است که تمامی دولتمردان و صاحب منصبان، چشم بر اینهمه جنایت ببندند و هرگز از خواب خوش خونریزی برنخیزند. قدرت آنچنان بر روی پلک چشمان چنبره میزند، که گشودن نتوان.
نمیدانم تا کدامین روز باید شاخو شونه کشید؟ چرا باید پول بیت المال و بودجههای کشور، صرف بازیهای نظامی بشه؟ چرا باید منطق و گفتگو، دیپلماسی و سیاست، جای خود را به زدن و کشتن دهد؟ ساخت موشکها و سلاحهای تخریبی نظامی کدامین زمان پایان خواهد یافت؟ چه وقت به فکر زندگی و زیبائیهای آن خواهیم افتاد؟ خار را چسبیدهایم و ول نمیکنیم، آخه گل هم هست، نیم نگاهی به آن بیاندازید! هجمه صداهای جنگی آنچنان در کودکی روحمان را آزرده است، که هزاران بیزاری و تنفر فقط برای یک لحظه آن فریاد میشود.