- من خواهان برقراری امنیت برای زنان هستم (چرا همیشه باید امنیت را در سایه یک مرد بیابم).
- من خواهان حق پوشش برابر با دیگر زنان عالم هستم (چرا باید من پاسخگوی چشم ناپاک مردان باشم).
- من خواهان حق انتخاب کردن هستم (چرا باید همانند یک کالا توسط جنس برتر انتخاب شوم).
- من خواهان حق تعیین سرنوشت هستم (چرا باید دیگران، قیم مابانه سرنوشت مرا تعیین کنند).
- من خواهان آگاهی یافتن زنان ایرانی از حقوق خودشان هستم (زنان ایرانی، خود مولد تفکر مردانه هستند).
- من خواهان اعلام شرمساری آن زنی هستم، که باتوم بر مادر خویش زد (این صحنه بسی آزارم داد).

ـ ما خواهان حق برابر طلاق با مردان هستيم.
ـ ما خواهان ممنوعيت تعدد زوجات هستيم و ميخواهيم در قانون صريحا چندهمسري ممنوع اعلام شود.
ـ ما خواهان حقوق برابر در ازدواج هستيم از جمله لغو قانون مشروط شدن شغل زن به اجازهي مرد، بالا بردن سن ازدواج دختران (از 13 سال) و پسران به 18 سالگي، لغو اجازه پدر و جد پدري در ازدواج دختران، لغو قانون تمكين، لغو مشروط كردن سفر و خروج از كشور زنان متاهل به اجازهي مرد، لغو قانوني كه رياست خانواده را بهطور مطلق در اختيار مرد قرار ميدهد و عدم مشروط شدن تابعيت زنان و فرزندان به تابعيت شوهر و...
ـ ما خواهان حضانت و بهويژه ولايت فرزند توسط پدر و مادر بهطور مساوي هستيم.
ـ ما خواهان آن هستيم كه سن مسئوليت كيفري براي دختران و پسران به 18 سال تغيير يابد.
ـ ما خواهان حق شهادت برابر با مردان و حق قضاوت براي زنان در دادگاهها هستيم.
ـ ما خواهان آن هستيم كه ”قراردادهاي موقت كار“لغو گردد و با قراردادهاي رسمي كار، آيندهي شغليشان تضمين گردد.
ما اعلام ميكنيم كه چنانچه به خواستههاي برحق ما زنان پاسخ داده نشود به اعتراض مسالمتآميز خود ادامه خواهیم داد. پی نوشت: زنستان - پرستو و هستیا هم فیلتر شدند.
به نظر میآید عدم وجود امنیت، بالاترین مشکل فعلی زنان جامعه ایرانی میباشد، هرچند آزادی، برابری و برخورداری از قوانین یکسان، اهم خواستههای فعلی فعالان جنبش زنان میباشد، اما بطور اعم، شاهد نبود امنیت برای زنان جهت حضور در اجتماع هستیم. از سخیف ترین حالت که متلک و گفتار بیادبانه باشد تا پرهزینهترین حالت که قتل زنان با دلایل شرع پسند (همچون کشتن زنان خیابانی) بصورت یک هدف جهت کاهش فساد در جامعه تئوریزه میگردد.
قرار ملاقات، فردا میدان هفت تیر، به صرف باتوم و کتک و چند روز بعد دیداری با دوست عزیز و دلربایم کمپوت.
حرکتهای اعتراضی فقط در صورت استمرار میتواند نتایج مثبت خود را بروز دهد، نیاز به فعالیتهای منسجم و تشکیلاتی، جهت رسیدن به برابری حقوقی، مدنی و انسانی، بیش از پیش احساس میگردد. چرا نباید فعالان جنبش ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر داشته باشند تا بتوان سریعتر به نتیجه رسید؟ آیا میتوان با همین هزار نفر حامی، انجمنی برای دفاع ازحقوق زنان ایجاد نمود، و با همفکری و همراهی، گسترش عمقی و سطحی خواست زنان را با دیده امید نگریست، باشد که چنین بادا!
اطلاعات بیشتر و اسامی حمایت کنندگان را در اینجا ببینید.
چگونه میتوان احساس را در یک چارچوب منطقی گنجاند؟ با اطمینان میگویم:" به هیچ روش و طریقی نمیتوان". همانگونه که احساس قابل بیان نیست، منطق پذیر هم نیست. حس خوشبختی، حس حقارت، حس پوچی و ... فقط توسط خود شخص قابل درک است. چگونه میخواهید در اندرون یک انسان بیرمق، حس زندگی تزریق کنید؟