تبليغاتX
بانوی کوچک - Minor Lady
انتقاد میکنم تا یاد بگیرم که بدون غرض ورزی یک منتقد خوب باشم

قانون‌دراین‌کشور تبعیض‌آمیز است، اما می‌توان بافعالیت فرهنگی‌ و اجتماعی تاثیرات منفی آن را کاهش داد. اگر از دیدگاه انسانی با یکدیگر رفتار نمائیم، دیگر نیازی به قانون نیست، هزاران قانون نانوشته را می‌توان سرلوحه زندگی قرار داد، تا احتیاجی به قوانین و دادگاه‌ نباشد. همواره امکان سوء استفاده از بهترین قانون‌ها وجود دارد(هنگامیکه قانون مهریه عوض شد، برخی از زنان تمام سعی خود را بر زندانی نمودن مردان گماردند). تلاش کنیم ظرفیت انسانی خویش را افزایش دهیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 23:51  توسط رویا Roya  | 

تنوع، برترین صفت هستی‌ست، که زندگی را معنا بخشیده است (لحظه‌ای به جهانی با انسان‌های هم شکل و غذاهای یک نوع بیاندیشید)، اما گاهی نمادهای نفرت انگیز، گستره تنوع را محدود می‌نماید. خانمی را فرض کنید که برای تنوع، می‌خواهد چادری بر سر نماید(همچون چادرهای گل گلی قدیمی، که هم اکنون در برخی شهرستان‌ها، نیز استفده می‌شود)، اما پس زمینه ذهنی نفرت از حجاب، او را از این عمل باز می‌دارد. یا آقایی که بخاطر اینکه ریش نماد حزب‌اللهی‌بودن است، متنفرگونه به آن می‌اندیشد. نمادهایی که با زور به مردم تحمیل گشته‌اند، چه نفرت انگیز شده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 13:28  توسط رویا Roya  | 

بر قرمز فحش می‌داد و سبز را درود.

قانون، آنجا که با او نبود، قانون نبود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 12:29  توسط رویا Roya  | 

گفتم: ونک. ماشین ایستاد. سوارشدم. راننده مرا متوجه تابلو کوچکی نمود که بر روی داشبورد قرار گرفته بود و با خط نستعلیق نوشته بود :"راننده ناشنواست". مسیر را بصورت لب خوانی و با اشاره به او نشان دادم. تائید کرد و دقایقی بعد در مقصد پیاده شدم. برخورد مردم عامی در اینگونه مواقع چیست؟ ترحم یا تشویق و ترغیب؟ همان نگاه آشنا،که ضعیفه را باید کمک نمود(مشابه نگاهی که آقایان به زنان تاکسی‌ران دارند!)، از صدقه سر، کرایه را پرداخت نمودن! "طفلکی گناه داره".       اجازه دهیم، حال که آنان می‌خواهند، برخورد یکسانی همچون دیگر انسان‌های سالم جسمانی، با آنان داشته باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 19:19  توسط رویا Roya  | 

آیا کانال ماهواره‌ای بر روی هاتبرد، مربوط به زنان ایرانی‌ست؟ درصورتی‌که جواب مثبت باشد، یک گام به جلو برداشته شده است. امیدوارم ره به ترکستان مبرند.

این پارازیت هم که تمامی ندارد، تا تمام ملت را مبتلا به سرطان نکنند، دست بردار نیستند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 22:17  توسط رویا Roya  | 

استحکام خانواده، اهمیت چندانی ندارد، خوب زندگانی نمودن، مهم است. اینکه آمار طلاق پائین باشد، اهمیتی ندارد، شریک دانستن همسر، مهم است. براساس عادت زیستن، به زور زندگی مشترک داشتن، تحمل نمودن بخاطر داشتن فرزند و هزار و یک دلیل همزیستی اجباری، اصل زندگی را مخدوش می‌نماید. متاسفانه شرایط اجتماعی آنچنان آدمی را در تنگنا قرار می‌دهد که به اجبار بایستی بسیاری از زیبائی‌های زندگانی را فدای مصلحت زیستن نماید. به اطراف خویش نیک بنگرید، چند خانواده سراغ دارید که خوشبخت باشند، به آزادی‌های یکدیگر احترام بگذارند، از زیستن با یکدیگر لذت ببرند، باعث ارتقاء رشد فکری- روانی همراه خود شده باشند و دلتنگ هم باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 22:18  توسط رویا Roya  | 

نمی‌دانم چرا کمتر بر روی حرکت‌های نمادین مانور می‌دهیم، در حالی‌که در دنیای کنونی بسیار تاثیر گذارتر از شعار است. شاید برای عبور از بسیاری از تابوها، یکی از راه حل‌ها باشد. سال‌ها پیش علامت اعتراض و سکوت، چسب ضربدری بود بر دهان، که برای مهاجمان نه منطق تهاجم داشت و نه امکان عدم واکنش. برای اعتراض‌های مدنی، بایستی روش‌های جدید را امتحان نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 22:25  توسط رویا Roya  | 

قرص ‌ها را آورد، بطری آب را، نیز، و عکس‌ها را.

قرص‌ها را خورد، آب را نوشید و عکس‌ها را دید.

صبح، صدای شیون را، دیگر، نشنید.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 20:32  توسط رویا Roya  | 

حدود یک ماه از روز جهانی زنان (زن تنها نه، زنان) گذشت، آثار کبودی ناشی از ضربات باتوم، از بین رفته است. بر موج سوار نشدم، و احساسات را پیشگام عقلانیت ننمودم، و امروز با خود می‌اندیشم آیا بایستی 355 روز دیگر صبر نمایم، تا دوباره حقوق زنان را فقط در یک روز فریاد نمائیم. آیا نمی‌توان (شاید هم امکانات یا جرات کافی وجود ندارد) همایش‌ها یا تجمعات آرام، اما تاثیر گذار را، تداوم بخشید؟ (قطره دریاست اگر با دریاست . . . ور نه قطره، قطره، دریا، دریاست).

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 22:1  توسط رویا Roya  | 

گاهی انتظارات بیش از حد، امکان اجرائی نمودن برنامه‌ها را ناممکن می‌سازد. چگونه میتوان انتظار حضور زنان را در مناصب دولتی داشت، هنگامیکه حداکثر 10 زن ( حدود 4 درصد) به عنوان نماینده مجلس، جهت تصویب قوانین تصمیم گیری می‌نمایند. و بعید میدانم بیش از هشت درصد مدیران کشور و سی درصد نیروی فعال جامعه را زنان تشکیل دهند، آنهم در مشاغلی که امکان پیشرفت بسیار اندک است (منشی شرکت، فروشنده و ... امکان ارتقاء شغلی ندارند).

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 22:19  توسط رویا Roya  |