برگرفته از نوشته وبلاگ رویا صدر
Congratulations Omid, Sina, Alireza, Taghi, Ashor, Be success.
موضوع اصلی: آيا با لزوم مجازات اعدام در جامعه موافقيد يا نه؟ اگر نه، پشنهاد جايگزين چيست؟
موضوع جايگزين: اگر بخواهيد برای کسی نامه ای بنويسيد، اين نامه را به که می نويسيد و چه می نويسيد؟
تبصره ـ شرکت کنندگان می توانند در مورد هر دو موضوع مسابقه مطلب ارسال کنند و از اين بابت هيچگونه محدوديتی وجود ندارد.
مهلت ارسال مقالات: تا هفتم مردادماه ، دوستان فرصت دارند که مقالاتشان را در بخش ارسال مقاله سايت مسابقه ثبت کنند.
نحوه بررسی مقالات: مقالات به ترتيب ارسال در سايت مسابقه منتشر می شوتد. پس از پايان مهلت سه هفته ای داوران با ارزيابی مقالات رسيده برترين ها را انتخاب می کنند.
تبصره- دوستانی که علاقمند به شرکت در بخش مسابقه نيستند می توانند در بالای مطلب ارسالی خود قيد کنند "خارج از مسابقه".
جوايز
نفر اول: اهدايی شرکت پيام تک ،۳۰مگابایت فضا، يک دامنه با پسوند های Com / Net / Org ،۱۰اکانت ایمیل،۱۰اکانت دیتا بیس ،۲۰ساب دومین
نفرات دوم و سوم: طراحی سفارشی وبلاگ يا وب سايت
داوران: خورشيد خانم، پينکفويديش، زنانه ها، روزگار ما، پیام ایرانیان، الپر، دريا روندگان
سلام به دوستان عزيز
تا چند روز ديگر به سفري خواهم رفت كه شايد همه رفتن به اين سفر را دوست داشته باشند.اما خود من باورم نمي شد كه به اين سفربروم سفري معنوي.شايد بدانيد درمورد كدام سفر يا كشور حرف ميزنم درست است من دعوت شده ام به خانه خدا. از خدا ممنوم هستم كه من را در اين سن( ۱۸سالگي ) به اين سفر دعوت كرده است.بعد از اين همه مشكلاتي كه من براي اين سفرداشتم برايم تعجب آور بود كه به اين سفرراهي شوم براي دوري از خانواده و فاميل نزديك برايم سخت است اما بازمي ارزد حالا باورم مي شود كه خدا من را واقعا طلبيده است ولي بايد واقعا ازپدرو مادرم ممنون باشم كه براي رفتن من به اين سفرواقعا ازخيلي چيزها گذشتن و درواقع پول سفرمن را فراهم كردندهمه خوشحال هستند كه من دراين سن به خانه خدا مي روم خود من خوشحال ترازهمه چون واقعا فكر مي كردم اين سفراصلا براي من جورنشود. با خودم مي گفتم من كه بنده خوبي براي خدا نبودم و كار خوبي در حق خدا نكردم غير ممكن است كه من به اين سفر بروم اما واقعا خدا من را دوست داشت و درواقع مي توانم بگويم واقعا بخشنده است وحتما خاطرات سفرم را در وبلاگم خواهم نوشتY
اما وقتی روی شیشه بخار گرفته نوشتم دوستت دارم ارام گریست![]()
اي دير بدست آمده بعد زود برفتي آتش زدي ام در منو چون دود برفتي
چون آرزوي تنگدلان دير رسيدي چون دوستي سنگ دلان زود برفتي
اي دير بدست آمده بعد زود برفتي آتش زدي ام در منو چون دود برفتي
زان پيش که در باغ وصال تو دل من از داغ فراق تو نياسود برفتي
ناگشته من از بند تو آزاد بجستي ناکرده مرا وصل تو خوشنود برفتي
آهنگ به جان منه دل سوخته کردي چون دردل من عشق بيافزود برفتي
اي دير بدست آمده بعد زود برفتي آتش زدي ام در منو چون دود برفتي
گریه نکن عروسکم وقتی چشام بارونیه برای من جدا شدن نگو کار آسونیه
بغض دل شکسته ام هق هق گریه می گیره کبوتر عاشق من انگاری کم کم میمیره
گریه نکن عروسکم عاشقی اما نداره هر کی میاد یه روز میره آدمو تنها میزاره
گریه نکن عروسکم هیشکی منو دوست نداره اون که می گه عاشقمه رو دل من پا میزاره
دلها همه سنگی شدن به رنگ دلتنگی شدن آدما این روزا مثل عروسکا رنگی شدن
گریه نکن عروسکم نمی یادش اون که می خوام رفته ز پیش چشمونم مونده ولی یادش باهام
گریه نکن عروسکم اون یکی دیگه رو داره همونی که یواشکی سر روی شونش میزاره
گریه نکن عروسکم اون منو یادش نمیاد ولی من عاشق می مونم حتی اگه خودش نخواد